اولی الامر

در پست قبل  راجع به ولایت و رهبری بحث کردیم و اما ادامه مطلب...

 بعضى از دانشمندان معروف اهل تسنن از جمله مفسر معروف فخر رازى در آغاز سخنش در ذيل اين آيه ، به اين حقيقت اعتراف كرده ، مى‏گويد :«كسى كه خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما بايد معصوم باشد ، زيرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى كه مرتكب اشتباهى مى‏شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده ، و پيروى از او را در انجام خطا لازم دانسته ، و اين خود يك نوع تضاد در حكم الهى ايجاد مى‏كند ، زيرا ....

ادامه نوشته

رهبر

یَاایُّهاالذِینَ آمَنُوا أطِیعُواللهَ وَ أطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الامرِ مِنکُم...

ای کسانی که ایمان آورده اید،خدا را اطاعت کنید و از فرستاده ی او و صاحبان امرتان(که جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید...(سوره نساء، آیه 59)

این آیه درباره ی یکی از مهم ترین مسائل اسلامی،یعنی مسأله ی رهبری بحث می کند و مراجع واقعی مسلمین را در مسائل مختلف دینی و اجتماعی مشخص می سازد. با وجود سه مرجع «خدا»، «پيامبر» و «اولى الامر» هرگز مردم در بن‏ بست قرار نمى‏گيرند. آمدن اين سه مرجع براى اطاعت،با توحيد قرآنى منافات ندارد،چون اطاعت از پيامبر و اولى الامر نيز،شعاعى از اطاعت خدا و در طول آن است،نه در عرض آن و به فرمان خداوند اطاعت از اين دو لازم است.

از ابن عباس نقل شده كه: وقتى پيامبر اسلام، هنگام عزيمت به تبوك،على (عليه السلام) را در مدينه به جاى خود نهاد و فرمود: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى» اين آيه نازل شد.

ادامه نوشته

ولایت

انَّما وَلیُّکُم اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الذینَ آمَنُوا الذینَ یُقِیمونَ الصلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُم رَاکِعُون

ولی و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده اند همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند(علی علیه السلام) -سوره مائده، آیه 55

آن گاه که انسان خود را در برهوت گناه غوطه ور می بیند و در تمایلات نفسانی و گناهان خویش دست و پا می زند چه کسی می تواند او را دستگیری و کمک نماید و به سر منزل سعادت رهنمون سازد و از منجلاب نافرمانی حق نجات بخشد؟! چه کسی می تواند پناهگاه او باشد در این وادی خطرناکی که هر لحظه تیرهای مسموم شیطان به سمت او رها می شود.

آری! فقط امام است. امامی که انیس و همدم همه بی کسان است خورشیدی ست عالم تاب برای همه مردم این زمین خاکی و هر کجا او را ندا دهی بیش از آنچه که لایق آن باشی پاسخت می گوید. چرا که دستگیر و یاری کننده ضعفا و بیچارگان است.

ادامه نوشته

ولایت

انَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الذینَ آمَنُوا الذینَ یُقِیمونَ الصلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُم رَاکِعُون

ولی و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده اند همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند(علی علیه السلام) -سوره مائده، آیه 55

صدای اذان به گوش می رسید، وقت نماز آمده بود به دلم افتاد که به مسجد بروم و آن جا با معبودخود خلوت کنم ؛خود را به مسجد رساندم و داخل شدم مسجد را پر از جمعیتی دیدم که خود را مشتاقانه محیای نماز می کردند همه آمده بودند پیر و جوان... 

اما در میان این جماعت کسی بیش تر از همه  توجه من را به خود جلب می کرد نزدیک تر که رفتم دیدم کسی نیست جز مولا علی(ع) چهره آرامی داشت و نورانی.نگاهش که کردم دیدم که غرق در نماز است و چه عاشقانه با خدای خودحرف می زند دلم نیامد روی از او بردارم گوشه ای نشستم و غرق  تماشای روی نورانی او شدم ...

ادامه نوشته

مومن حقیقی

 إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَت قُلُوبهُمْ وَ إِذَا تُلِيَت عَلَيهِمْ ءَايَتُهُ زَادَتهُمْ إِيمَناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكلُونَ(2)
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ(3)
أُولَئك هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لهَُّمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كرِيمٌ(4)- سوره انفال

مؤمنان فقط آن کسانی هستند که چون یاد خدا شود دل هایشان ترسان شود و چون آیات او بر آن ها تلاوت شود ایمانشان را بیفزاید و برخدای خویش توکل می کنند(۲) همانان که نماز را به پا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند(3) آن ها مؤمنان حقیقی هستند و ایشان را نزد پروردگارشان منزلت ها و آمرزش و روزی نیکو خواهد بود(4)

 در اين آيات خداوند به پنج قسمت از صفات برجسته مؤ منان اشاره كرده كه سه قسمت آن،جنبه روحانى و معنوى و باطنى دارد و دو قسمت آن جنبه علمى و خارجى.....

ادامه نوشته

خدا یا شیطان؟

«قُل أنَدعُوا مِن دُونِ اللهِ مَا لا یَنفَعُنَا وَ لا یَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَی أعقابِنَا بَعدَ إذ هَدَانَا اللهُ کَالَّذِی استَهوَتهُ الشَّیاطِینُ فِی الارضِ حَیرانَ لَهُ أصحَابٌ یَدعُونَهُ إلَی الهُدَی ائتِنَا قُل إنَّ هُدَی اللهِ هُوَ الهُدَیَ وَ أُمِرنَا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العالَمِینَ»».(انعام؛ آیه 71)

«بگو:آیا غیر از خدا کسی را بخوانیم که نه ما را سود می دهد و نه زیان می رساند؟ وآیا پس از آن که خدا مارا هدایت کرده است همانند آن کس که شیطان گمراهش ساخته وحیران بر روی زمین رهایش کرده از دین بازگردیم؟ او را یارانی است که به هدایت ندایش می دهند که نزد ما بازگرد.بگو: هدایتی که از سوی خدا باشد هدایت واقعی است  وبه ما فرمان رسیده که در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شویم.....

ادامه نوشته

بیایید بهترین هار ا...

 ادامه پست قبل:

«لَن تَنالُوا البِرَّ حَتی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَما تُنفِقوا مِن شَیءٍ فَانَّ اللهَ بِهِ عَلیم»«هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید واز هر چه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست.»سوره آل عمران -آیه ۹۲

 «برّ»:

این واژه در اصل به معنای (وسعت وگستردگی) است و به همین تناسب به دشت های بیکران برّ گفته اند اما در این جا به مفهوم اوج نیکی و نیکوکاری که ثمره آن گسترده است و به مردم می رسد گرفته شده است. تفاوت  میان واژه «برّ» و«خیر» در این است که اولی به معنای نیکی به همراه توجه و نیت سود رسانی است اما دومی به مفهوم هر نوع نیکوکاری گفته می شود،با نیت و یا بدون آن....

ادامه نوشته

مقیاس

«لَن تَنالُوا البِرَّ حَتی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنفِقوا مِن شَیءٍ فَانَّ اللهَ بِهِ عَلیم»«هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید واز هر چه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست».(سوره آل عمران-آیه ۹۲)

رسیدن به مقام نیکوکاران واقعی شرایط زیادی دارد که یکی از آن ها انفاق کردن اموالی است که مورد علاقه انسان است

زیرا عشق و علاقه واقعی به خدا و احترام به اصول انسانیت و اخلاق آن گاه روشن می شود که انسان بر سر دو راهی قرار گیرد در یک طرف مال و ثروت یا مقام و منصبی قرار داشته باشد که مورد علاقه شدید اوست و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطف انسانیت و نیکوکاری - اگر از اولی به خاطر دومی صرف نظر کرد معلوم می شود که در عشق و علاقه خود صادق است و اگر تنها ...

ادامه نوشته

دل آرام

 یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة (۲۷) إِرجعی إِلی ربِّکَ راضیةً مَرضیة(۲۸) فَادخلی فِی عِبادی(۲۹) وَادخلی جَنََّتی(۳۰)

ای جان آرام یافته (۲۷)به سوی پروردگارخویش بازگرد در حالی که تو از او خشنود و او از تو خشنود است(۲۸)پس در میان بندگان من درآی(۲۹) ودر بهشت من داخل شو(۳۰)-سوره فجر

چه تعبیرات جالب و دل انگیزی و روح پروری که لطف و صفا و آرامش از آن می بارد!دعوت مستقیم پروردگار از نفوسی که در پرتو ایمان به حالت اطمینان و آرامش رسیده اند.دعوت از آن ها برای بازگشت به سوی پروردگارشان به سوی مالک و مربی و مصلحشان. دعوتی که آمیخته با رضایت طرفینی است،رضایت عاشق دلداده از معشوق و رضایت محبوب ومعبود حقیقی و ...

ادامه نوشته

راه نجات

«یَا أیهاالذین آمنوا تُوبُوا إِلی الله تَوبةً نَصُوحًا عَسَی رَبُّکُم أَن یُکفِّر عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَیُدخِلَکم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنَهارُ یَومَ لا یُخزی اللهُ النبیِّ وَالذینَ آمَنوا مَعَهُ نُورُهُم یَسعی بینَ أیدیهِم وبِأیمانهم یقُولُون ربَّنا أتمم لَنَا نُورنا واغفرلنا إنک علی کُلِّ شیءٍ قدیر» «ای کسانی که ایمان آورده اید به درگاه خدا توبه کنیدتوبه ای از روی اخلاص.باشد که پروردگارتان گناهانتان را محوکند وشما را به بهشت هایی وارد کند که در آن نهرها جاری است در آن روز خدا پیامبر وکسانی را که با او ایمان آورده اند فرو نگذارد و نورشان پیشاپیش وسمت راستشان در حرکت باشدمی گویند:ای پروردگارما نور مارا برای ما به کمال رسان ومارا بیامرزکه تو بر هر کار توانا هستی»(سوره تحریم،آیه 8)

«نصوح» به معنای خلوص وصدق است و گاهی به معنای محکمی نیز آمده است در تفاسیر برای توبه نصوح مواردی آمده است از قبیل: پشیمانی ، استغفار، ترک گناه ، تصمیم برترک در آینده ، ترس از پذیرفته نشدن ، گناه را دربرابر خود دیدن و شرمنده شدن ، گریه و... ودر حدیثی می خوانیم که : توبه نصوح آن است که باطن مثل ظاهر گردد وبلکه بهتر.

  •      گاهی از مؤمن  گناه سر می زند که باید توبه کند «یا ایهالذین آمنوا...»
  •   توبه باید به درگاه خدا باشد نه افشای گناه نزد بندگان « توبوا الی الله»
  •     یکی از تکالیف مؤمن توبه از گناه است« یا ایهالذین آمنوا...»
  •     توبه باید خالصانه وصادقانه باشد نه لقلقه زبان«توبة نصوحا» توبه زمان ومکان خاصی ندارد« توبوا الی الله توبةنصوحا»
  •   برای تشویق به توبه باید مردم را به رحمت الهی امیدوار کرد« عسی ربکم» پذیرش توبه از شئون ربوبیت است« عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم»
  •  اگر مغرور شویم و بگوییم که توبه ما صددرصد پذیرفته می شود راه را برای انجام یا تکرار خلاف هموار کرده ایم ولذا ضمن امیدوار بودن نباید صدر صد مطمئن باشیم چنان که در آیه می فرماید:« عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم»
  • خدا در این آیه چنین می فرماید که اگر نتوانستید خود را حفظ کنید و گرفتار گناه شدید راه توبه باز است و نباید امید شما به یأس تبدیل شود« توبوا الی الله...عسی ربکم»
  • ناپاکی و پلیدی در بهشت جای ندارد اول پاک شدن سپس وارد بهشت شدن«یکفر...یدخلکم»نتیجه توبه دو چیز است:1.محوگذشته« یکفر عنکم سیئاتکم»2.تأمین آینده« یدخلکم جنات»

 منبع: تفسیر نور

نشان هدایت

 «....الیومَ یَئِسَ الَّذینَ  کَفَرُوا مِن دِینِکُم فَلا تَخَشَوهُم وَاخشَونِ الیَومَ أکَملتُ لکُم دِینَکُم وأتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رضیتُ لکُم الاسلامَ دِینًا....»؛«امروز کافران از کارشکنی در دین شما نومید گردیده اند پس از ایشان نترسید وازمن بترسید امروز دین شمار ا برای تان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما برگزیدم و...»سوره مائده-آیه ۳

طبق روایات شیعه وسنی این قسمت از آیه،پس از نصب حضرت علی (ع) به امامت در غدیر خم نازل شده است....

 

ادامه نوشته

غیبت کنید

 ادامه پست قبل:

مواردی که غیبت کردن جایز است :

1.در مقام مشورت در کارهای مهم یعنی اگر شخصی درباره ی دیگری مشورت خواست ما می توانیم عیب های آن فرد را به مشورت کننده بگوییم.2.برای رد سخن و عقیده ی باطل اشخاصی که دارای چنین اعتقاداتی هستند نقل سخن و عیب سخن آ ن ها جایز است تا مبادا مردم دنباله روی آن ها شوند.3. برای گواهی دادن نزد قاضی باید حقیقت را گفت گرچه غیبت باشد.4.برای اظهار مظلومیّت بیان کردن  ظلم ظالم مانعی ندارد.5.کسی که بدون حیا و آشکارا گناه می کند غیبت ندارد.6.برای رد ادعاهای پوچ غیبت مانعی ندارد کسی که می گوید :من مجتهدم ، دکترم، سیدم و ما می دانیم که او اهل این صفات نیست جایز است به مردم آگاهی دهیم تا فریب نخورند. [1]



[1]. تفسیر نور،ذیل آیه 13 حجرات

سه دستور

ادامه پست قبل:

یا ایها الذینَ آمَنوا اجتنبوا کَثیراً مِّنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنَّ إثمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغتَب بَعضُکُم بعضًا أَیحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُموهُ واتقَّواللهَ إنَّ اللهَ توابٌ رحیمٌ.(حجراتــــــ-آیه ۱۲)

منظور از « کثیرا من الظن» گمان های بد است که نسبت به گمان های خوب در میان مردم بیش تر است لذا از آن تعبیر به کثیر شده وگرنه « حسن ظن و گمان خیر» نه تنها ممنوع نیست بلکه نیکو هم است[1] در این جا این سؤال مطرح می شود که گمان بد و خوب غالباً اختیاری نیست یعنی بر اثر یک سلسله مقدمات که از اختیار انسان بیرون است در ذهن منعکس می شود بنابراین چگونه می شود از آن نهی کرد؟

ادامه نوشته

گوشت برادر

یا ایها الذینَ آمَنوا اجتنبوا کَثیراً مِّنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنَّ إثمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغتَب بَعضُکُم بعضًا أَیحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُموهُ واتقَّواللهَ إنَّ اللهَ توابٌ رحیمٌ(حجرات-آیه ۱۲)

ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری گمان ها بپرهیزید چرا که پاره ای از گمان ها  گناه است و در کار دیگران تجسس نکنید و کسی از شما غیبت دیگری نکند آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر  مرده اش را بخورد؟بی شک هم شما از آن کراهت داریدپس از خدا بترسید زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است.

این آیه در مورد دو تن از یاران پیامبر فرود آمد چرا که آنان پشت سر دوست خود «سلمان» زبان گشودند و غیبت او را کردند داستان آنان این گونه بود که او را به حضور پیامبر فرستادند تا غذایی برایشان بیاورد و آن حضرت وی را برای گرفتن غذا به سوی «اسامه» که مسئول بیت المال بود فرستاد.سلمان نزد اسامه رفت و تقاضای خود را با پیام پیامبر را به او رساند امّا او گفت: «دوست عزیز، غذا تمام شد و اینک چیزی نیست و او با دست خالی نزد دوستان خویش باز آمد»آنان با دیدن آن منظره اسامه را بخیل خواندند و به سلمان نیز گفتند:« اگر این مرد سرچاه آب برود خشک خواهد شد!» آن گاه خود به سوی مسئول بیت المال حرکت کردند تا از جریان آگاهی یابند.در راه خود به حضور پیامبر رسیدند آن حضرت رو به آنان کرد و فرمود:« من آثار خورن گوشت را در دهان شما می نگرم چه شده است و چه خورده اید؟»پاسخ دادند:« نه ما امروز نه غذایی دریافت داشته و نه گوشتی خورده ایم»پیامبر فرمود:« چرا ، چرا، گوشت اسامه و سلمان را به دندان گرفته بودید و می خوردید»

ادامه دارد...

منبع:مجمع البیان

 

کوتاهی نکنید

 وَ أقيموا الصلاهَ وَأتُوا الزكاهَ وَ مَا تُقَدمُوا لأنفسِكُم من خَيرٍ تَجدُوه عِنداللهِ إِن الله بِما تَعملونَ بصيرٌ؛«ونماز را برپا داريدو زكات بدهيد و هر چه براي خودتان از كار نيك پيش فرستيد آن را در نزد خداوند خواهيد يافت حقّا كه خدا به آنچه مي كنيد بيناست».سوره بقره-آیه ۱۱۰

خداوند در این آیه می فرماید:

نماز را بپا دارید و زکات بدهید و مردم با ایمان را به عفو کافران و شرک گرایان فرمان داد و تحمل این کار بر آنان سخت و گران آمد،خداوند به آنان دستور داد که در برابر این مشکل، از معنویت نماز و روزه کمک گیرند،زیرا این برنامه ها افزون بر ثواب و پاداشی که دارند،وسیله پر توانی برای اوج بخشیدن مردم با ایمان به سوی کسب والاییها  و ارزش ها هستند و هر گونه خیر و نیکی ها از پیش برای خود بفرستید،آن را نزد خدا باز خواهید یافت.این هشداری می دهد که نه پاداش فرمانبرداری و کارهای شایسته به فراموشی سپرده می شود و نه کیفر زشتی ها و گناهان و نافرمانی هابی گمان،خدا به آنچه انجام می دهیدبیناست. 

سپس اضافه می کند:تصور نکنید کارهای نیکی را که انجام می دهید و اموالی را که در راه خدا انفاق می کنید از بین می رود، خداوند به تمام اعمال شما بصیر است و می داند که کدام عمل را به خاطر او انجام داده اید وکدام یک را برای غیر او. یعنی یاد خدا باید همراه با توجه به خلق خدا باشد. اعمال انسان قبل از خود انسان وارد عرصه قیامت می شود. مقدار کار خیر مهم نیست هر کس به هر مقدار می تواند باید انجام دهد.کارهای خیر، برای قیامت محفوظ می ماند. ایمان به نظارت الهی وپاداش در قیامت، قوی ترین انگیزه عمل صالح می باشد.

 منابع: مجمع البیان- نمونه -نور

بزرگ نبینیم

لَخَلق السَماواتِ وَ الارضِ أكبَرُ مِن خَلقِ النّاسِ وَلَكِنَّ أكثر الناسِ لا يَعلمونَ«۵۷»؛وَ ما يَستوِي الاعمي وَ البصير وَالذيِنَ آمَنُوا وَ عَملوا الصالحات ولا المُسيءُ قليلاَ ما تتذكرون«۵۸»

از آن جا كه يكي از موارد مهم مجادله كفار در برابر پيامبر اسلام(ص)مسئله معاد و زنده شدن انسان ها بعد از مرگ بود در اين آيه با يك بيان روشن مسئله معاد را متذكر مي شود مي فرمايد:«آفرينش آسمان ها و زمين از آفرينش انسان ها مهم تر و بالاتر است ولي اكثر مردم نمي دانند».

به بقين آفرينش كران تا كران آسمان ها وزمين با آن عظمت و گستردگي برافراشتگي آن ها در اين فضاي بي كران بدون ستون ديدني ، گردش خورشيد،ماه وستارگان؛آن شگفتي و تفكر انگيزي در مدارشان بدون سبب و وسيله ظاهري و ديدني از آفرينش دگرباره انسان در آستانه رستاخيز بزرگ تر و پرشكوه تر است...

ادامه نوشته

هشیار باشید

یا ایها النّاسُ إِنَّ وَعداللهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیَاةُ الدنیا ولا یَغُرَّنَّکُم بِاللهِ الغرُورُ( سوره فاطر،آیه 5)

هان ای مردم ! به راستی که وعده خدا در مورد فرارسیدن رستاخیز،وجود بهشت ودوزخ،پاداش وکیفر وحسابرسی؛راست و براساس حق است و سرانجام همه این ها خواهد بود. مبادا که زندگی زودگذر دنیا و لذت ها و نعمت ها وجاذبه های مادی و فناپذیر آن شما را بفریبد.و مبادا که دوستی جاه و مقام و ماندگاری در این جهان فریبتان دهد چرا که همه این ها زودگذر است و پس از اندک زمانی نابود می گردند و گناه و ندامت آن ها برجای می ماند.و مبادا شیطان مغرور کننده شما را فریب دهد و به عفو و کرم خدا مغرور سازد.....

ادامه نوشته

جایگاه خوش

 إِنَّ المتَّقینَ فِِی جَنَّاتٍ و عیون «45» ؛ اُدخلُوهَا بِسلامٍ آمنینَ«46»؛ وَ نَزَعنا مَا فِی صُدورِهِم مِن غِلٍّ إخوانًا عَلَی سُرُرٍ متقابلینَ«47»؛ لا یَمَسُّهُم فِیها نَصَبٌ وما هُم منها بمُخرَجینَ«48»؛نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ«49» ؛ و أنَّ عذابی هُوَ العذابُ الالیم«50 »(سوره حجر)

در این آیات سخن از بهشت و بهشتیان ونعمت های مادی و معنوی،جسمی و روحانی به میان آمده است و درحقیقت هشت نعمت بزرگ مادی و معنوی به تعداد درهای بهشت در این آیات بیان شده است.

1.در آغاز به یک نعمت مهم جسمانی اشاره کرده، می گوید:«پرهیزکاران در باغ های سرسبز بهشت و در کنار چشمه های زلال آن خواهند بود»[1] جالب این که ...

ادامه نوشته

نشانه های تازه

إِنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الذی خَلَقَ السَّماواتِ وَالأرضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ عَلَی العرش... (اعراف،آیه54) پروردگار شما الله است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید سپس به عرش پرداخت...

ادامه پست قبل:

چرا خدا جهان را در یک لحظه نیافرید؟

در این جا سوال دیگری نیز مطرح می شود که خداوند با وجود قدرت بی انتهایی که دارد می توانست همه آسمان ها و زمین را در یک لحظه بیافریند چرا آن ها را در این دوران های طولانی قرارداد؟

ادامه نوشته

شش دوران

إِنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الذی خَلَقَ السَّماواتِ وَالأرضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ عَلَی العرش... (اعراف،آیه54) پروردگار شما الله است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید سپس به عرش پرداخت...

در این آیه خدا با ترسیم پدیده های رنگارنگ جهان هستی و نظام شگرف و بهت آور آن به یکتایی و بی همتایی خود استدلال نموده و روشنگری می کند که جز ذات پاک و بی نظیر او خدایی نیست[1]

آیا جهان در شش روز آفریده شده است؟

مشاجره

وَ رَاودتهُ الَّتی هُوَ فِی بَیتِها عَن نَفسِهِ وَ غَلَّقَت الابوابَ وَ قَالت هَیتَ لَکَ قالَ معاذَالله إِنَّهُ ربی أَحسَنَ مَثوَایَ إنَّهُ لا یُفلِحُ الظالمون (سوره یوسف، آیه23)

ادامه پست قبل:

یوسف در جواب همسر عزیز او را تهدید نکرد و نگفت من از عزیز می ترسم ویا من از خاندان نبوتم ویا از عذاب خدا می ترسم و یا ثواب او را امید دارم و اگر قلب او به سببی از اسباب ظاهری بستگی داشت طبعاْ در چنین موقعیتی از ان اسم می برد ولی می بینیم که غیر از کلمه «معاذالله»چیز دیگری نگفت.پس معلوم می شود در دل او جز پروردگارش احدی نبوده و دیدگانش جز به سوی او نمی نگریسته...

ادامه نوشته

نیروی ایمان

وَ رَاودتهُ الَّتی هُوَ فِی بَیتِها عَن نَفسِهِ وَ غَلَّقَت الابوابَ وَ قَالت هَیتَ لَکَ قالَ معاذَالله إِنَّهُ ربی أَحسَنَ مَثوَایَ إنَّهُ لا یُفلِحُ الظالمون (سوره یوسف، آیه23)

ادامه پست قبل:

تا آن که یوسف به حد بلوغ رسید و آثار کودکیش زائل و آثار مردیش ظاهر شد در این وقت بود که دیگر همسر عزیز نمی توانست از عشق او خودداری کند وکنترل قلب خود را در دست بگیرد او با آن همه عزّت و شوکت سلطنت که داشت خود را در برابر عشقش بی اختیار می دید عشقی که سر و ضمیر او را در دست گرفته و تمامی قلب او را مالک شده بود.یوسف هم یک معشوق رهگذر و دور دستی نبود که دسترسی به وی برای عاشقی زحمت و رسوایی بار بیاورد، بلکه دائماً با او عشرت داشت و حتی یک لحظه هم از خانه بیرون نمی رفت او غیر از این خانه جایی نداشت برود. از طرفی همسر عزیز خود را عزیزه این کشور می داند او چنین می پندارد که ...

 

ادامه نوشته

روسفید

وَ رَاودتهُ الَّتی هُوَ فِی بَیتِها عَن نَفسِهِ وَ غَلَّقَت الابوابَ وَ قَالت هَیتَ لَکَ قالَ معاذَالله إِنَّهُ ربی أَحسَنَ مَثوَایَ إنَّهُ لا یُفلِحُ الظالمون (سوره یوسف، آیه23)

وآن زنی که یوسف در خانه اش بود از او کام خواست و درها را محکم بست وگفت:بیا که از آن توام .یوسف گفت:پناه بر خدا! او پروردگار من است و جایگاه مرا نیکو داشته است قطعا ستمکاران رستگار نمی شوند

دل یوسف دم به دم مجذوب رفتار جمیل پروردگارش می شد و قلبش در اشارت لطیفی که از آن ناحیه می شد غرق می گردید و روز به روز بر علاقه و محبتش نسبت به آن چه می دید و آن شواهدی که از ولایت الهی مشاهده می کرد زیادتر می شد و بیشتر از پیش مشاهده می کرد که چگونه پروردگارش بر هر نفسی و عمل هر نفسی قائم و شهید است تا آن که یک باره محبت الهی دلش را مسخر نموده و ...

ادامه نوشته

قلاب شیطان

 قُل لِلمؤمنینَ یَغُضُّوا مِن أَبصَارِهِم وَ یَحفَظُوا فُرُوجَهُم ذلکَ أَزکَی لَهُم إِنَّ اللهَ خبیرً بِما یَصنَعُون(سوره نور،آیه 30)

به مردان با ایمان بگو: دیده از نامحرم فرونهند و پاکدامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تر است همانا خدا به آن چه می کنند آگاه است.

 ادامه پست قبل:

حضرت علی (ع)  فرمودند:«نگاه اول مانعی ندارد ولی ادامه ی نگاه اشکال دارد زیرا سبب فتنه می شود»همچنین ایشان فرمودند:« چشم دل را به دنبال خود می کشد»؛«چشم ،قلّاب شیطان است وچشم پوشی بهترین راه دوری از شهوات است».

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« هر کس چشم خود را از حرام پر کند در قیامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر این که توبه کند». این آیه چنین شروع می کند که:...

ادامه نوشته

مبارزه با چشم چرانی

قُل لِلمؤمنینَ یَغُضُّوا مِن أَبصَارِهِم وَ یَحفَظُوا فُرُوجَهُم ذلکَ أَزکَی لَهُم إِنَّ اللهَ خبیرً بِما یَصنَعُون(سوره نور،آیه 30)

به مردان با ایمان بگو: دیده از نامحرم فرونهند وپاکدامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تر است همانا خدا به آن چه می کنند آگاه است.

با این که خداوند در قرآن به عدد رکعت های نماز و طواف اشاره نکرده و بیان مقدار و نصاب زکات و بسیاری از مسائل دیگر را به عهده ی پیامبر اکرم (ص) گزارده ولی در مسائل خانوادگی و تربیتی و مفاسد اخلاقی به ریزترین مسائل پرداخته است.

در کتاب کافی در شأن نزول نخستین آیه از آیات فوق از امام باقر (ع) چنین نقل شده است که جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار می دادند و طبعاً گردن ومقداری از سینه آن ها نمایان می شد، چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به  او دوخت هنگامی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد در حالی که راه خود را ادامه می داد تا این که وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته است! سخت ناراحت شد با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر می روم و این ماجرا را بازگو می کنم،هنگامی که چشم رسول خدا (ص) به او افتاد فرمود چه شده است؟وجوان ماجرا را نقل کرد در این هنگام جبرئیل ، پیک وحی خدا نازل شد وآیه فوق را آورد( قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم ...)

منابع:تفاسیر نور ونمونه

ادامه دارد

امتیاز مهم

یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر(سوره حجرات،آیه 13)

ای مردم! بی تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد وزن (آدم وحوا) آفریدیم و شما را قبیله ای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر بشناسید مسلماً گرامی ترین شما نزدخدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا وآگاه است.

تقوی بزرگترین ارزش انسانی

در بسیاری آیات مشاهده کرده اید که تنها روی سخن با مؤمنان است و به صورت « یا ایها الذین امنوا» بیان شده است ولی در آیه مورد بحث خطاب کل جامعه انسانی است و مهمترین اصلی را که ضامن نظم و اثبات است بیان می کند و میزان واقعی ارزش های انسانی را در برابر ارزش های کاذب و دروغین مشخص می سازد و می فرماید:«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم وشما را قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید».منظور از ...

ادامه نوشته

نافرمانی خدا

إنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیهِم أَأنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لا یؤمِنون (سوره بقره  -آیه ۶)

در تفسیر آیه شش سوره بقره که در پست قبلی گذشت به دو سوال پاسخ دادیم حال نیز ادامه بحث را دنبال می کنیم:

۳.اگر اینها قابل هدایت نیستند اصرار پیامبران برای چیست؟

این سوال دیگر است که در رابطه با آیات فوق در نظر مجسم می شود ولی توجه به یک نکته پاسخ آن را روشن می سازد و آن اینکه مجازات و کیفرهای الهی همیشه با اعمال و رفتار انسان ارتباط دارد تنها نمی توان کسی را به خاطر اینکه قبلاً آدم بدی است کیفر نمود......

 

ادامه نوشته

در پی پاکی

*قَد اَفَلَحَ مَن تَزَکَّی *وَ ذَکَرَاسمَ رَبِّهِ فَصَلَّی*

حقّا که رستگار شد کسی که خود را پاک کرد و رشد بخشید و زکات داد و نام پروردگار خود را یاد کرد و خضوع نمود و نمازخواند.(سوره اعلی-آیات ۱۴و ۱۵)

کلمه «تزکی»به معنی در پی پاک شدن است ودر این جا منظور پاک شدن از لوث تعلقات مادی دنیوی است ونیز منظور از «تزکی» برگشتن به خدای تعالی و توبه کردن است چون یکی از وسایل که دل انسان را از فرورفتگی در مادیات حفظ می کند توبه است و نیز انفاق در راه خداست که باز دل را از لوث تعلقات مالی پاک می کند....

ادامه نوشته

همرنگ خدا

 صِبغَةَ اللهِ وَ مَن أَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً وَ نَحنُ لَهُ عابِدونَ (بقره-آیه ۱۳۸)

این رنگ خداست ورنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است ما پرستندگان او هستیم

رنگ های غیر خدایی را بشویید!

تنها رنگ خدایی را بپذیرید که همان رنگ ایمان وتوحید خالص است(صبغة الله).سپس اضافه می کند چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟ وما منحصراً او را پرستش می کنیم( و من احسن من الله صبغة و نحن له عابدون) و به این ترتیب قرآن فرمان می دهد همه رنگ های نژادی و قبیلگی و سایر رنگ های تفرقه انداز را از میان بردارند و همگی به رنگ الهی درآیند....

ادامه نوشته

وضعیت کافران

اِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیهِم أَأنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لا یؤمِنون ؛بی تردید کسانی که کفر ورزیدند وبر کفر خود اصرار دارند بر آن ها یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی ایمان نخواهند آورد(سوره بقره،آیه ۶)

پس از ترسیم مهم ترین ویژگیهای پروا پیشگان در آیات گذشته در این آیات وضعیت کافران که در نقطه مقابل متقین و پرهیزگاران قرار دارند، به تصویر کشیده می شود، گفتنی است که کفر در این آیات عبارت است از انکار حق و توحید و یکتا پرستی و عدالت خدا ، نپذیرفتن رسالت پیامبر (ص) یا انکار دیگر پیام آوران و یا یکی از ارکان و ضروریات دین خدا ، به دلیل اینکه در وصف حالشان می فرماید : این دسته چنان درگمراهی خود سرسختند که هر چند حق برای آنان روشن شود، حاضر به پذیرش نیستند قرآنی که راهنما و هادی متقین بود برای اینها بکلی بی اثر است ، بگوئی یا نگوئی ، انذار کنی یا نکنی برایشان یکسان است ........

ادامه نوشته